❤️🎼رادیو عاشقی🎼❤️

حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن:):

۱۵ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

آن مرد...

چرا؟

برای چه اینقدر زنی
که از یاد آن مرد نمی روی
نمی روی زندگیت را بکنی
ظرفهایت را بشویی
ملافه ات را بتکانی از پنجره
و آنقدر بچه بیاوری که مادر شوی
اما نه
من مطمئنم
مادر بزرگ هم که شوی آن مرد
به تو فکر خواهد کرد
به تو روی نیمکتهای پارک بازنشستگی
به تو در باجه های بانک
به تو با آن ترانه ی لعنتى...

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

تماشاى تو

دلم، دریا به دریا، از تماشای تو می‌ گیرد
دلم دریاست اما از تماشای تو می‌ گیرد
 
جهان زیباست اما مثل مردابی که با مهتاب
جهان رنگِ تماشا از تماشای تو می‌ گیرد
 
نسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید
طبیعت سهم خود را از تماشای تو می‌ گیرد
 
مگو سیاره ‌ها بیهوده بر گرد تو می‌گردند
که این تکرار معنا از تماشای تو می‌ گیرد
 
تو تنها با تماشای خود از آیینه خشنودی
دل آیینه تنها از تماشای تو می‌ گیرد
فاضل نظرى

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

مرگ تدریجى

ما نه زندگی هایمان به قشنگی عکسهاست،
و نه دوست داشتن هایمان به تندی شعرها
ما فقط یک مشت آدم معمولی هستیم! 
که صبح ها صبحانه می خوریم
ظــهــرها ناهار
شــبــهـا غــصـــه!

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

آقام حسین

آقا جان گدا نمى خواهى؟
دختر بى وفا نمى خواهى؟
کاش مـــــى شد ز من سوال کنى
دخترم کربلا نمى خواهى؟

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

نفسم مـــــى گیرد

تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود، گر نشود
حرفی نیست؛
اما...
نفسم می گیرد 
در هوایی که نفس های 
تو نیست! 
سهراب سپهری
به بهانه زادروز معلم هنرستان هنرهای زیبا، سهراب سپهری

۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

چاله هاى قلبم...

میگن وقتی یکی دوسِت داره همه چاله چوله های تو رو بلده..
میدونه واسه چی ناراحتی
یا وقتی خوشحال میشی چشمات چه شکلیه..
میدونه چه جوری بخندوندت
یا چه جوری اشکاتو پاک کنه...
بهونه ها تو میشناسه...
اینکه یکی چاله چوله هایِ قلبتو پر کنه عالیه..
اما وای به حال وقتی که به هر دلیلی دیگه دوست نداشته باشه..!
میشه مثه تیر خلاص
درست وسطه قلبت..
چون اون بیشتر از هرکسی میدونه 
تو از چی میترسی
چیو دوست نداری
چی حالتو بد میکنه...
و...
مردن تو از جایی شروع میشه که واسه خوب بودنت تلاش که نمیکنه هیچ،
به چاله های قلبتم لگدهای محکم تر میزنه..
اینکه یکی شمارو بلد باشه هم عاشقانه اس هم ترسناک...
مواظب باشید که غافلگیر نشید!


۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

خاطراتم درد مـــــى کند

حالم خوب است
اما
 لباس هاى سال گذشته ام درد مـــــى کند
گوشواره هایم
کفشهایم
عطرم
خستگى هاى ملال آور
غُصِه و سر درد باهم
حالم خوب است
این صداى باران درد آور است
خاطراتم که با مسکن هاى صدا خفه کن
مرده هایم را بیرون میکشند
اصلا ساعت١٢:٠٠هر شبــــم درد میکند
شب تا صبح بیداریم
گوشهایم که دیگَر صدایت را نمى شنوند
چشم هایم که نمى بینند تو را دیگَر
اشک هایم که ناگزیر مـــــى چکند به پاى عشق تو
عاشقانه هایم که خاک میخورند اینجا
گیسوانم که محتاج لمس دستانت پریشان مانده
دستان یخ کرده ام
اصلا تمام جانم درد میکند
قلبم کوبیده شده است انگار
درد میکند 
درد میکند 
درد میکند
حالم خوب است 
اما
گذشته استمرارى ام درد مـــــى کند


۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

یه چند شب دیگه تا به محرم مونده

 

 
‎تو دل غم مونده ،
یه ماتم مونده

یه چند شب دیگه تا به محرم مونده

منو باز زهرا ، به اینجا خونده

یه چند شب دیگه تا به محرم مونده
‎رو دلها مهرِ ، عزا کوبونده

یه چند شب دیگه تا به محرم مونده

تو راهه درمونِ هر درمونده

که چند شب دیگه تا به محرم مونده
‎داره صدای مادری میاد
چه بی شکیبه ، 
بی یار و حبیبه
پسرم غریبه ، آی اهل عالم
‎داره یواش یواش خود بی بی
سینه زناشو ، 
هم گریه کناشو
جمع میکنه کم کم برا محرم
‎مادرم با دل پرپر
میزنه آتیش به نوکر‌
میمیرم تا که میخونه

یا حسین غریب مادر
‎«یا حسین غریب مادر»
۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

صبح به خیر بدون عشق بدون تو...

می گویند: "مردها در عشق قانون ساده ای دارند بخواهندت برایت می جنگند، نخواهندت با تو میجنگند."
اما من مردهایی را می شناسم
که درست وقتی می خواهندت
با تو و خودشان می جنگند
آنقدر می جنگند
تا از تو و خودشان
ویرانه به جای بگذارند
و کیست که ویرانه را دوست بدارد؟
آن روز دیگر دوستت ندارند
و می روند
مردها چه دوستت بدارند چه ندارند
یک روز یک جا سراغت را می گیرند
یادت می افتند
دلشان تنگ می شود...

اما ما زن ها
یک جور خاص عجیبیم
دوست داریم
دوست داریم
دوست داریم
دوست داشتنمان آرام است
جنگی نیست
نه برای به دست آوردن می جنگیم
نه از دست دادن
ما فقط در سکوت اتاق خوابمان
برق چشم مردی را مرور می کنیم
و چه باشد چه نباشد
گرمای آغوشش را به خویش می پیچیم
می مانیم، می سازیم و عشق می ورزیم
اما
اگر روزی خسته شویم
و کاسه صبر حوصله ما لبریز
یک شب
دو شب
سه شب
بیدار می مانیم
اشک می ریزیم
دلتنگ می شویم
و یک روز صبح بیدار می شویم
و می بینیم عشق زندگی‌مان در قلبمان مرده است!
از آن روز
از آن لحظه
دیگر فکر نمی کنیم
دلتنگ نمی شویم
سراغی نمی گیریم
ما زن ها از یک روز به بعد تمام می شویم.


۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

قصه ى وداع...

انگار همین دیروز بود که میگفتی بیا تا دیر نشده برای 
فردایمان نقشه بکشیم ! چه نقشه هایی ...
وای وای وای
ببین با توام ... خوب گوش کن
با اینکه رفته ای اما :
تصور اینکه نیستی مرا رنج می دهد و در کوچه پس کوچه های خاطراتم  در این غروب جمعه دلگیر ترین روزهای عمرم را سپری میکنم ..
ببین دنیا چه میکند ! ببین روزگار بازی هایش را چطور به ما دیکته میکند !
به گذشته برنمیگردم تا حسرت روزهای رفته برایم تکرار نشوند و روحم را آزار ندهند ... حالم در هر حال خوب نیست و گذشته را نیز به دست فراموشی سپرده ام !!! نمی دانم شاید آینده ای تاریک تر از گذشته داشته باشم ... از آینده حراس دارم که شاید تکراری باشد بر گذشته ام
دیوانه شدم از یک طرف تصمیم گرفته ام به گذشته فکر نکنم و طرفی هر چه به آینده فکر می کنم گذشته را سیر میکنم ... شاید به این خاطر است که حال خوبی ندارم !
پس به حرفهایم گوش کن تا دل خوش شوم که هستی :
بگویم برایت از دل تنگم که هنوز وقتی باران می بارد از شوق دیدار اشکهایم سرازیر می شوند ! انگار نمی خواهم باور کنم که نیستی ! انگار همیشه هستی ... اما برایت بگویم از سخترین لحظه هایم ... لحظه هایی که زیر باران ساعتها چشم انتظارت ماندم اما 
تاریکی مرا با خود به خواب می برد !
رفتی .. رفتی .. رفتی
کاش می ماندی و هرگز قصه وداع را برایم نمی ساختی ! 
نمی دانم در کدامین روز و در کدامین روزگار قصه ی جدایمان را نوشتند و ای کاش می توانستم بر واقعیت ها خط باطلی بکشم ....
ای کاش نمی رفتی ...
بیهوده دل مبند بر این تخت روی آب
روزی تمام اسکله ها زنگ می زنند ...

+هیچ عکس مناسبى براى وصف حالم پیدا نکردم😁
+آخیش راحت شدم نوشتن مثل خالى کردن کوه درد و غُصِه روى کاغذ میمونه✍🏻 
+مخاطب خاص داشت دقیقا😭

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رادیو عاشقی