❤️🎼رادیو عاشقی🎼❤️

حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن:):

۵۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عکس عاشقانه با متن» ثبت شده است

سقوط خیال

دلم خیس است
از لمس انتظارى قدیمى
از آهنگ ثانیه هاى نبودنت
که کنار قدم هایم
قدم مـــــى زند
تنهاییم را مـــــى تکانم در باد
و سقوط مـــــى کنم
از خانه ى خیال تو
که اتاق زخم هایش اندازه زندگى نیست

۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

چشم ها

چشم ها قادرند زندگی را زیر و رو کنند،

گاه با حرف هایشان

گاه با نگاهشان ...

وقتی حرف زیاد باشد،

درد زیاد باشد،

گوش شنیدن نباشد،

چشم ها پلک زدن را فراموش می کنند ...

خیره ماندن را شروع می کنند ...

نخوابیدن را یاد می گیرند ...

امان از خیره ماندن چشم ها ...

زمین و زمان را کن فیکون میکند ...

حرف چشم های خیره

بوی انتظار می دهد...

بوی نبودن...

بوی درد...

وحیدرضاخانى

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

بوسه

 

 

 

 

خواستند
از عشق
آغوش و بوسه را
حذف کنند
عشق
از آغوش و بوسه
حذف شد...
+موزیک پیشنهادى از شادمهر💔
+تنهاییام غمت نیست😔

 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

تیک تاک بنگ بنگ!

اون ها خطرناکن!

ولی ما اون ها رو به دیوار خونمون آویزون می کنیم

به دستمون می بندیم

حتی تو ایستگاه های قطار می ذاریم

شنیدم که میگن تو آینده روبات ها انقدر قدرتمند میشن که می تونن آدم ها رو از بین ببرن !!

اما انگار همه فراموش کردن که چند صد سال پیش چیزی اختراع شد که هر لحظه داره جون مردم رو میگیره

ساعت ها !!

ساعت های جنایتکار

ساعت های لجباز

عقربه هاشون بی ملاحظه میچرخن

با اون صدای همیشگی، تیک تاک، بنگ بنگ!

وقتی که می خوای ساعت ها زود بگذرن، جون به لبت می کنن و دیر می گذرن !!

اما وقتی که می خوای دیر بگذرن، با تموم سرعت میگذرن !!

ساعت من دیگه تیک تاک نمی کنه

چون یه روز که ساعت هفت منتظر کسی بودم و اون دیر کرد

خیلی ترسیدم که یه وقت نیاد، واسه همین باطری ساعتم رو در آوردم...

حالا دیگه ساعتم همیشه هفت رو نشون میده !

درسته که دیگه عقربه های ساعتم نمی چرخن

اما صدایی رو از لا به لای رگ هام و از ضربان قلبم می شنوم که میگه

تیک تاک ... بنگ بنگ ... تیک تاک ... بنگ بنگ ...

.

روزبه معین



۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

آفتاب من🌻

روزی گفتم می خواهم آفتابگردانت باشم و تو آفتابم شوی
گفتی باشد
 و مرا به سرزمین خود راه دادی.
در زمینت
در زیر نگاه تابانت
بارور شدم
 
همه چیز به من بخشیدی
هر آنچه خواستم را
بی چشمداشت
 در سبد آرزوهایم ریختی
و من شدم  آفتابگردان کوچکی که برای طلوع آفتاب دعا می کرد
.....
آفتابگردان تو بودن بزرگ ترین خوشبختی من بود
مرا کافی بود
اما تو بی دریغ می تابیدی و  این بار از سر مهر
کسی را به من هدیه دادی تا خوشبخت تر شوم
تا باز در ثانیه ثانیه هایم تو را بینم
 
 و او آمد تا آیتی باشد از سوی خورشید
از سوی تو
تا ما آفتابگردان تو باشیم
و در کنار هم
آفتاب را برای همه ی گل ها معنا کنیم
و آفتابگردان های دیگری بکارم.
...
آفتاب من!
سپاسگزارم
می خواهم طلوعت را...

۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

بى عشق

هرگز نگفتند
که زن باید عاشق باشد
و مَرد لایق ...
عشق را سانسور کردند ...!
        
من سالها جنگیدم
تا فهمیدم که بى عشق ،
نه گیسوانِ بلندم زیباست
و نه چشمانِ سیاهم ..!
                  
و نه مَردى با دستانِ زمخت
و گونه هاىِ آفتاب سوخته ،
خوشبختی ام را تضمین میکند ..!
 فروغ فرخزاد

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

دنــیاىِ سرد این روزاى من...

 

 

 


 

 

تازگیا بیشتر آهنگ ترکیه اى گوش میکنم
چون معنی چیزهایی که میگه رو نمیفهمم
ولی دیوونه این حس لطیف و رمانتیک  زن خواننده ام.. 
تازگیا دیگه کلام های روی ترانه ها برام مثل دنیای این روزام  تکراری شده..
اینه که وقتی معنی چیزیو که میخونه رو نمیفهمی میتونی تجسم هر حسی رو داشته باشی.. 
هرکس رو تو هر حالتی که میخوای تجسم کنی و اونجور که دوست داری دلت غنج بره..
تو این بازار داغون ترانه و کلام تکراری یه ترانه ی ترکیه اى مثل چای دبش بعد از ظهر میچسبه 
داغت میکنه و با این اولین برف اول آذر که به شیشه پنجره میخوره یه جوراى خمارت میکنه... 
حالا تو این روزها ولحظه های تنهایی، صدای برف و بارون با یه موزیک ترکیه اى شده محرم دل تنگیا من
تو چی؟؟؟
یه موزیک ترکیه اى که اصلا معنیش رو نمیفهی دوست دارى؟
۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

صداى آرامش

هووم نفس بکش
همه ی شهر را بوی زن گرفته است
محال است باران
مرد باشد
...
باران که می بارد
باید آغوشی باشد
پنجره نیمه بازی
موسیقی باران
…بوی خاک
…سرمای هوا
گره کور دست ها و پاها
گرمای عریان عاشقی
صدای تپش قلب
خواب هوشیار عصرانه
باران که می بارد باید کسی باشد.....

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

خبرى از رویا نیست...

چشم وا کردم و دیدم خبر از رویا نیست
هیچ کس این همه اندازه ی من تنها نیست
بی تو این خانه چه سلول بزرگی شده است
که دگر روشنی از پنجره اش پیدا نیست
مرگ؛ آن قسمت دوری که به ما نزدیک است
عشق؛ این فرصت نزدیک که دور از ما نیست
چشم در چشم من انداخته ای می دانی
چهره ای مثل تو در آینه ها زیبا نیست
هیچ دیوانه ای آن قدر که من هستم نیست
چون که اینگونه شبیه تو کسی شیدا نیست
مردم سر به هوا را چه به روشن بینی!؟
ماه را روی زمین دیده ام آن بالا نیست
.مهدى فرجى

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

عیب نداره عشق من...

 

 

 

 

 

من 
و یه قلب سرد
با
رنگ و روى زرد
عذاب رفتنت 
من
و رها نکرد
منو  میکشه یادگاریا
عذاب آوره
این جدایا
۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی