❤️🎼رادیو عاشقی🎼❤️

حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن:):

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «متن عاشقانه خاص» ثبت شده است

سقوط خیال

دلم خیس است
از لمس انتظارى قدیمى
از آهنگ ثانیه هاى نبودنت
که کنار قدم هایم
قدم مـــــى زند
تنهاییم را مـــــى تکانم در باد
و سقوط مـــــى کنم
از خانه ى خیال تو
که اتاق زخم هایش اندازه زندگى نیست

۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

نُـــت هاى عاشقى .....

نت هاى عاشقى
دو ر مـــــى  فا..... 
صدایى آشنا.... 
همینطور ادامه میدهد
نت هایى که انگار روى تار هاى دلم نواخته میشوند
باز هم
تکه هاى شکسته قلبم روى صحنه مـــــى آیند
چــه صحنه ى تکرارى
افکار و اندیشه هایم یکــــــــى پس از دیگرى رد میشوند
مانند اتصال نتى به نت بعد
با تمام غم و غُصِه اى که به یادم مـــــى آورد ولى
چقد دوستشان دارم
این نت هاى زیبا و دل نشین چــه میکند با دلم آخر
همین که سکوت میشود
ذهن من مانند یه دسته پرنده از قفس رها میشود
و باز میگردد به همین اتاق تاریک
دوباره 
مـــــى سل فا ره......
و باز هم آن صحنه آشنا دوباره تکرار میشود
اخ که چقد عاشق این تکرار و مرور تو در ذهنم هستم


۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

تیمار|Sorrow

رادیو عاشقى
برای کفشی که
همیشه پایت را می زند
فرقی نمی کند
تو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه
هر مسیری را با او
همقدم شوی
باز هم
دست آخر
به تاول های پایت می رسی
‪ ‬
آدم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستند
کفشی که همیشه پایت را می زند
آدمی که همیشه آزارت می دهد
هیچ وقت نخواهد فهمید
تو چه دردی را تحمل کردی
تا با او همقدم باشی.
‪ ‬
" فروغ فرخزاد"


۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

هیچ کس را به اندازه تو دوست ندارم...

در عالم کودکى به مادرم قول داده بودم که تا همیشه هیچ کس را 
بیشتر از او دوست نداشته باشم
مادرم مرا بوسید و گفت؛
نمى توانى عزیزم!
گفتم:مـــــى توانم من تو را از پدرم و خواهرم و برادرم بیشتر دوست دارم
مادرم گفت: یکــــــــى مـــــى آید که نمى توانى مرا بیشتر از او دوست داشته باشى
نوجوان که شدم دوستى عزیز داشتم
ولى خوب که فکر مـــــى کردم مادرم را دوست داشتم
معلمى داشتم که شیفته اش بودم ولى نه به اندازه مادرم!
بزرگتر که شدم عاشق شدم اولش خیال کردم که نمى توانم به قول کودکیم عمل کنم
ولى وقتى پیش خودم گفتم؛
کدامیک را بیشتر دوست دارى، باز در ته دلم این مادر بود که انتخاب شد
سالها گذشت
یکــــــــى آمد
یکــــــــى که تمام جان من بود
همان روز مادرم با شادمانى خندید و گفت دیدى نتوانستى!
من هر چــه فکر مـــــى کردم او را از مادرم و از تمام دنیا بیشتر مـــــى خواستم
او با آمدنش سلطان قلب من شده بود
من نمى خواستم و نمى توانستم به قول دوران کودکیم عمل کنم
آخر من خودم مـــادر شده بودم...

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

شب به خیر عزیزم....

خوابیدنى که توش بوس و بغل 
و شب بخیر عزیزم نباشه
کپه ى مرگه....
سلامتى اونایى که امشب باید کپه ى مرگشونو بذارن...!

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

جمعه هم روز قشنگى ست...

صبحِ حسرت
ظهر دورى
شب بى حوصلگى
جمعه هم روز قشنگى است 
اگر بگذارند...

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

همان قدر شیرین، همان قدر دل چسب....


"تو"
مثلِ   خوابِ   بعد ظهر یا
مثل  خوابِ   اولِ   صبح میمانى...
اصلا
مثلِ آن روىِ  خنکِ  بالشت...
همانقدر شیرین
همانقدر دلچسب...


۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

هنر عشق

اگر یاد کسی هستیم این هنر اوست ، نه هنر ما ...!
فروغ فرخزاد


۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

شلیک کن رفیق....

کسى به مغزم این توده رنج آور شلیک کند!
ذهنم بوى باروت و مرگ گرفته
بس که مـــــى کشم خیال تو را...

۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی