❤️🎼رادیو عاشقی🎼❤️

حال همه ما خوب است، اما تو باور نکن:):

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عکس و متن عاشقانه غمگین» ثبت شده است

سرد شدن هاى یهویى

آدم باید یاد بگیره که برخى اوقات باید رفت و محو شد
یا ارام ارام همچون لاکپشتى که به آرامى دور مى شود
و یا همچون خیز آهویى که در چشم بهم زدنى زندگیش را از دست یوزپلنگ تقدیر میرهاند
و به سوى سرنوشتش میگریزد...
خب عزیزان حالا که تنها شده ایم بیاید تا بگویم چه باید کرد و از غمهاى موسمى این فصول عاشقیت, رها شد...
از قول استاد محمد على بهمنى به احساساتتان بگوید که:
تنهایى ام را مى بَرَم با خود، تا در خیابان ها بچرخانم/
از من تو را مى خواهد و از تو، تنها برایش شعر مى خوانم...,
بعدش بشینین پاى صحبت سیلویا پلات که گفته:
گاهی اوقات مجبوریم بپذیریم که بعضی از آدم ها فقط می توانند در قلبمان بمانند نه در زندگیمان…!!!
همچنین در کتاب قهرمان‌ها و گورها نوشته ارنستو ساباتو (ص 39) جمله عجیبى درج شده که باید واقع بینانه باهاش برخورد کرد اون جمله اینه:
تنهایی چه دلچسب تر میشه ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺁﺩﻣﺎ، ﺍﻭﻧﺠﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺘﻦ…!!!...
در هر حال عزیزانم، در زندگى ادمى گاه لحظات عجیبى وجود داره لحظات خارق العاده ایى که انسان با اگاهى کامل ترجیح میده با خودش تنها باشه...
میرسه به درجه ایى با خودت زمزمه مى کنى که:
گاهى هیچکس را نداشته باشى بهتر است، باور کن بعضیها تنهاترت مى کنند...!
بعدش به خودت میاى و اینجمله ژوان هریس مثل پژواک در گوشت میپیچد و:
ناگهان دلت مى گیرد از فاصله ى بین آنچه مى خواستى و آنچه که هستى...!...
اما دوستان در ناامیدى بسى امید است باید پرواز کرد پرندگانى که در قفس بدنیا مى ایند فکر مى کنند که پرواز، نوعى بیماریست...
قفسِ توهمات و دلخواستن هاى غیر واقعى و ماندن در عشق هاى پوشالى رو بشکنید و روح الوهى خودتون رو به پرواز در آورید،
من معتقدم همه چیز را باید به اندازه خورد، حتى غم را... چشماتون رو ببندید و بدانید که:
«أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ»...
تنها با یاد خدا دلها ارام مى گیرد...
"سرد شدن های یهویی"


۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

در جستجوى عشق

من نمی دانم 
که چرا می گویند اسب حیوان نجیبی است
کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد
واژه باید خود باران باشد
چتر ها را باید بست
زیر باران باید رفت
فکر را خاطره را زیر باران باید برد
با همه مردم شهر زیر باران باید رفت
دوست را زیر باران باید دید
عشق را زیر باران باید جست

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱
رادیو عاشقی

فانوس عشق


محبوبم...
دنیا زوالی بیش نیست.
و آنچه از ما خواهد ماند، گورهایی ست که تنهایی را به تاریک ترین شکل ممکن نشانمان می دهد.
چراغی روشن کن و پرده ی اتاق را کنار بزن.
مردان تنها، ملوانان غمگینی اند که شب ها و در پی جایی امن، به خیابان ها می زنند.
چراغی روشن کن و با آهنگی که دوستش داشتیم به آرامی و رو به پنجره برقص.
بگذار فانوسی که از اتاق تو چشمک میزند،
ملوانان شب را از غرق شدن نجات دهد.


۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

خاطراتم درد مـــــى کند

حالم خوب است
اما
 لباس هاى سال گذشته ام درد مـــــى کند
گوشواره هایم
کفشهایم
عطرم
خستگى هاى ملال آور
غُصِه و سر درد باهم
حالم خوب است
این صداى باران درد آور است
خاطراتم که با مسکن هاى صدا خفه کن
مرده هایم را بیرون میکشند
اصلا ساعت١٢:٠٠هر شبــــم درد میکند
شب تا صبح بیداریم
گوشهایم که دیگَر صدایت را نمى شنوند
چشم هایم که نمى بینند تو را دیگَر
اشک هایم که ناگزیر مـــــى چکند به پاى عشق تو
عاشقانه هایم که خاک میخورند اینجا
گیسوانم که محتاج لمس دستانت پریشان مانده
دستان یخ کرده ام
اصلا تمام جانم درد میکند
قلبم کوبیده شده است انگار
درد میکند 
درد میکند 
درد میکند
حالم خوب است 
اما
گذشته استمرارى ام درد مـــــى کند


۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

صبح به خیر بدون عشق بدون تو...

می گویند: "مردها در عشق قانون ساده ای دارند بخواهندت برایت می جنگند، نخواهندت با تو میجنگند."
اما من مردهایی را می شناسم
که درست وقتی می خواهندت
با تو و خودشان می جنگند
آنقدر می جنگند
تا از تو و خودشان
ویرانه به جای بگذارند
و کیست که ویرانه را دوست بدارد؟
آن روز دیگر دوستت ندارند
و می روند
مردها چه دوستت بدارند چه ندارند
یک روز یک جا سراغت را می گیرند
یادت می افتند
دلشان تنگ می شود...

اما ما زن ها
یک جور خاص عجیبیم
دوست داریم
دوست داریم
دوست داریم
دوست داشتنمان آرام است
جنگی نیست
نه برای به دست آوردن می جنگیم
نه از دست دادن
ما فقط در سکوت اتاق خوابمان
برق چشم مردی را مرور می کنیم
و چه باشد چه نباشد
گرمای آغوشش را به خویش می پیچیم
می مانیم، می سازیم و عشق می ورزیم
اما
اگر روزی خسته شویم
و کاسه صبر حوصله ما لبریز
یک شب
دو شب
سه شب
بیدار می مانیم
اشک می ریزیم
دلتنگ می شویم
و یک روز صبح بیدار می شویم
و می بینیم عشق زندگی‌مان در قلبمان مرده است!
از آن روز
از آن لحظه
دیگر فکر نمی کنیم
دلتنگ نمی شویم
سراغی نمی گیریم
ما زن ها از یک روز به بعد تمام می شویم.


۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

درد نام دیگَر من است

بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است
درد هاى پوستى کجا؟
درد دوستى کجا؟
این سماجت عجیب
پافشارى شگفت درد هاست
درد هاى آشنا
درد هاى بومى غریب
دردهاى خانگى
دردهاى کهنه لجوج
اولین قلم
حرف حرفِ درد را در دلم نوشته است
دست سرنوشت خونِ درد را با گِلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگریز خویش را  رها کنم؟
درد
رنگ و بوى غنچه دل است
پس چگونه من رنگ و بوى غنچه را زِ برگ هاى تو به توى آن جدا کنم؟
دفتر مرا دست درد مـــــى زند ورق
شعر تازه مرا درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من از چــه حرف مـــــى زنم؟
درد، حرف نیست
نام دیگَر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟


۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

همین کافیست...

حتى اگر در میان مردمان این شهر شلوغ
یک نَفَر 
فقط یک نَفَر 
تو را بفهمد کافیست...

۱۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

مـــــى روم تا دود کنم هستى ام را...

‎آن روزها که با تو بودن برایم آرزو بود
‎تمام شد !
‎امروز با تو بودن
‎یا نبودن فرقی ندارد...
‎سیگار باشد و خیابان ...
‎من میروم تا دود کنم هستی ام را ....!!


۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

زن باشى و...

جنگل هم باشی درختانت را که ببرند
بیابان می شوی 
فکر کن زن باشی
و احساساتت را بخشکانند...


۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی

به تو فکر کردم | I thought you

 

 

 

 

به تو فکر کردم

 

فکر کردن به تو .....
 پنهانى ترین کار زندگى من است...
و تو....
پنهانى ترین دلتنگى من هستى ...
پنهانى ترین لبخندى در صورتم...
و پنهانى ترین مسبّب حالات روزانه ام...
و روزهاى زیادیست که میگذرد و ساکتم.....
تا همیشه دوســتت دارم.....

 

۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
رادیو عاشقی